توی ده شلمرود حسنی تو حزب من بود

خبر رسیده است که برخی خیال دارند انتخابات مجلس را براساس طرح مورد نظرشان به صورت استانی برگزار کرده و شرط عضویت در احزاب را در قانون اتخابات به شرایط مورد نیاز برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی بیفزایند.

اینطور شد که لازم دیدیم فرمایش بفرمائیم در باب داستان حسنی و یادآوری آنکه  جناب ایشان روزی و روزگاری توی ده شلمرود تشریف داشتند که ناگهان . . .

قبل از خواندن این شعر اگر خواستید اصل شعر خاطره انگیز توی ده شلمرود از مرحوم احترامی را با کلیک روی اینجا مطالعه بفرمائید.

تو خونمون(۱) شلمرود
حسنی کنار من بود

یه بچه ی گشنه گدا
بی ریخت و زشت و بد ادا
حسنی نگو
بلا بگو

اُمُل و بی حیا بگو
نه خونه تو ولنجک(۲)
نه اسکی توی شمشک(۳)

برای تشخیص جنسیت افراد حاضر در تصویر بالا زیاد به چشمانتان فشار نیاورید! اینجا ایران است!

اُتول(۴) نداشت برونه
محلشون خزونه(۵)

پاپتی بود خلاصه

دنده ی اون خَلاصه
میگفت میخواد وکیل(۶) بشه
تا مدعی(۷)ذلیل بشه
بهش میگفتم حسنی
به من نگاه کن حسنی
کم ادعا کن حسنی
ببین چقدر تمیزم
پیش عمو عزیزم

اما تو چی؟

جیب خالی

سینه چاک

حسابِ پاک(۸)

زبون دراز

واه   واه   واه . . .

یه کسی میگفت:

چی شده میخوای وکیل بشی؟

خدا کنه علیل بشی!
زیاد نشی(۹)قلیل بشی
خلاصه اون راضی نشد
کلاه به سر،  قاضی نشد
میگفت میخواد وکیل بشه

تا مدعی ذلیل بشه!
دیدم که راهی نداره
چاله و چاهی نداره

دیدم باید فن بزنم

توی سرش من بزنم
یه خدعه یا که طرحی
تعدیل و یا که جرحی

بشم سوار قانون

برای لقمه ای نون!
میدم یه طرح خوشکل
حل بشه بلکه مشکل

حسنی باید  ادب بشه

هیکلشم وجب بشه(۱۰)

زبونشو بدوزیم

تا بیخودی نسوزیم!

حسنی باید حزبی بشه

حزبی یا استانی بشه
باید با ما کنار بیاد

برای حمل بار بیاد

بعد میتونه رو کار بیاد

باید که استانی بشه

بازیگر ثانی(۱۱) بشه

نیازی نیس که گشنه ها
تو مجلسا تو خونه ها

شبیه احمدی نژاد

بیان سخنگوئی کنن

یه کاره پرروئی کنن

بیخودی بلا جوئی کنن

یه باز ی در بیارن
سر به سرم بذان
داد بزنن:

بگم؟  . . . بگم؟  . . .
ز دزدیا بازم بگم؟


قصه بگه برامون

زِ گندِ بچه هامون



دیدم باید فن بزنم

فن به حسن،من بزنم

حسنی باید حزبی بشه

حزبی یا استانی بشه

بازیگر ثانی بشه

باید بدم یه طرحی

تعدیل و یا که جرحی

بشم سوار قانون

برای لقمه ای نون!

دادم یه طرح خوشکل

حل بشه بلکه مشکل

شعر از علی میرزائی دی ماه ۱۳۸۸

وبلاگنویس شهر ما

اشعار دیگر:

۱) شلمرود نام دهی است که آخرش نفهمیدیم توی واقعیت وجود دارد یا نه!

۲) محله ای در مناطق شمال شهر تهران با ساکنانی عمدتاً مرفه

۳) شمشک یه جائی که تهرانی ها میروند اسکی میکنند و فقرا اگر خیلی شانس بیاورند نامش را میشنوند فقط.

۴) کلمه اُتول به معنای اتومبیل در اوائل همین قرن مورد استفاده واقع میشد.

۵) خرانه نام محله ای در جنوبی شهر تهران که البته یکی دو تا محله با همین نام در تهران موجوداست.

۶) وکیل از نوع نماینده مجلس

۷) مدعی منظورم همون کسی است که شما خودتان حدس نمیزنید! ! !

8) مثل حساب بانکی من که پاکه پاک تشریف داره! دنبال یه راه قانونی میگردم بلکه بتونم این حساب را جای حساب کتاب روز آخرتم جا بزنم !

۹) زیاد نشی یعنی تکثیر نیابی یعنی منقرض بشی مثل دایناسورها و ماموت ها و . . .

۱۰) اصولاً هیکل آدمیزاد وقتی وجب می شود که بخواهند برایش کفن بدوزند.

۱۱) بازیگر ثانی یعنی بازیگر دوم بازیگر نقش دوم کسی که گرم کننده و جاده صاف کن بازیگر نقش اول فیلم است.

این مطلب پیوند خورده است در:



این مطلب منعکس شده است در:

سایت انجمن فارغ التحصیلان موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)


این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

29 Responses to توی ده شلمرود حسنی تو حزب من بود

  1. گل کوهی می‌گوید:

    شلمرود را نمی دانم ولی شلمزار نزدیک شهر کرد است.

  2. محسن می‌گوید:

    سلام.ممنون از حضورتون دروبلاگ ناچیز بنده.باز هم سر بزید.

  3. محمد می‌گوید:

    سلام برادر
    طبق معمول از خواندن اشغار شمامشعوف شدم

  4. سلام آقای میرزایی.
    دست مریزاد!
    خیلی خوب بود.
    بعضی وقتا انقدر از بعضی چیزا حرص می خورم که دلم می خواد سرمو بکوبم به دیوار!!!
    همین حزب و باند بازی ها
    بی عدالتی ها
    تبعیض ها
    بی عرضه گی و دستمال لجن بسته ی دستگاه قضا
    مظلومیت آقا
    و مظلومیت دکتر!
    چند وقته کسی دیگه از دکتر هیچ دفاعی نمی کنه و فقط انتقاد (تخریب!) آخه آدم باید زمان شناس باشه! الان دوباره از همه طرف دارن بهش می تازن. البته می دونم اونقدری که من براش نگرانم خودش نیست! هنوز در عجبم که بی توجه به سیل توهین ها و تخریب ها با لبخند با بچه دبستانی ها دست میده و به سرعت و با قاطعیت به سمت آینده و پیشرفت می تازه! خیلی بده که تو این وضعیت دکتر رو تنها بذاریم. چون منافقان فهمیدن که نمی تونن در برابر ولایت فقیه قد علم کنن که اگه کنن مردم کمرشونو می شکنند! دوباره افتادن به جون دولت و دکتر! (نمونه ش جناب وکیل الفتنه ابوموسی مطهری در نامه به موسوی!!!!!)
    به نظرم تبلیغ کنید که روز ۲۲بهمن حمایت از رئیس جمهور هم به شعارها اضافه بشه.
    یاعلی
    به منم سر بزنید با مطلب طنزی بروزم

    • علی میرزائی می‌گوید:

      علیکم السلام
      مجبور شدم بخشی از نظرتان را در مورد مسئولین قوه قضا ستاره باران(حذف) کنم چون طاقت ندارم این یکی بچه ام(وبلاگم) مثل اون یکی یهو بسته بشه!
      در مورد دکتر هم بدونید کهاز خداشه تیبدیل بشه به سپر بلای ولایت. اونم یکی مثل همه ماست. سرباز ولایت

  5. مهنا می‌گوید:

    سلام

    خیلی زیبا مینویسین.

    خدا سایه رهبرمونو از سرمون کم نکنه…

  6. حمیدرضا می‌گوید:

    سلام ادرس قبلیم رو یا هک کردن که بعید میدونم ویا خود میهن بلاگ حذف کرده/ بهرحال این ادرس جدیده / لطفا در قسمت لینکهاتون تصحیح بفرمایید

    http://sabzeardakan-1.mihanblog.com اخبارآفتاب پرستان سبزشده

  7. بینام می‌گوید:

    منظورتون از این توضیحاتی که آوردین دقیقا چیه :
    ۲) محله ای در مناطق شمال شهر تهران با ساکنانی عمدتاً مرفه
    ۳) شمشک یه جائی که تهرانی ها میروند اسکی میکنند و فقرا اگر خیلی شانس بیاورند نامش را میشنوند فقط.
    ؟

    • 22k1388 می‌گوید:

      خوب ولنجک یک محله است در تهران که گمانم الان یک آپارتمان نقلی ۱۰۰ متری را در حدود ۳۰۰ میلیون تومان ناقابل قیمت اگر در آنجا باشسد.
      شمشک هم و دیزین و . . . هم ÷یست اسکی هائی هستند که بچه های جنوب شهر حتی گاهی نامش را هم نشنیدند.
      در ضمن از همون محله ولنجک میشه رفت توچال و اسکی و ایستگاه ۵ و صفسیتی. راستی میدونی بلیط تله کابین چنده؟ یعنی یه کارگر روز مزد با مزد یه روزش در نهایت چند تا از بلیط های اون رو میتونه بخره؟ یا اگه اون کارگر دو تا بچه داشته باشه چند روز باید بیل و کلنگ بزنه تا بتونه بچه هاشو با خانومش ببره اونجا؟ البته کرایه ماشین و خورد و خوراک و . . . هم هست. یه حساب سرانگشتی بفرمائین بد نیست.

  8. کمیل می‌گوید:

    بسم خدا
    عشقی که اصیل باشد، وصالش انقلاب می کند.تقویم این را می‌گوید…
    در “شق القلم” منتظر دیدگاه شما هستم.
    التماس دعا

  9. سعیده می‌گوید:

    سلام نیازی به طرح خوشگل نیست وقتی پاش به مجلس باز شد اونقدر احزاب دورش رو بگیرند که مردم شهرش شعار بدند رأی مون کوفتت حسنی
    حرف از دل ما می گویی

  10. سیدحمید می‌گوید:

    اشکی که روی گونه ی ما خط کشیده است

    خون ِمقطری ست که رنگش پریده است

    هر اشک ما چکیده ی صدها شکایت است

    امشب ببین چقدر شکایت چکیده است !

  11. aa می‌گوید:

    سلام خسته نباشید
    عالی بود و خنده دار و تلخ ، مثل همیشه .
    ای کاش مرحوم احترامی هم بودند که تقدیر کنند .
    موفق باشید

  12. دانشجو می‌گوید:

    سلام همسنگر .

    بنده به اتفاق چند تن از دوستان یک وب سایت راه اندازی کردیم ، اگر دوست داشتید میتوانید در این وب سایت مطالبتان را بعد از عضو شدن بفرستید http://naghdnews.ir
    برای عضو شدن به قسمت ارسال مطلب وب سایت http://naghdnews.ir تشریف ببرید و عضو شوید و بعد از آن مطالبتان را ارسال بفرمایید .
    http://naghdnews.ir/index.php/component/user/?task=register
    موفق و پیروز باشید .

    یا علی

  13. 135 می‌گوید:

    سلام آقای میرزائی

    شعر زیبایی بود خدابیامرزه آقای احترامی رو و همچنین شما رو

    انشاالله که حساب بانکیتون همیشه پر پول باشه البته پر از پول حلال

    امیدواریم که شر این مارمولک های امروزی چه از نوع داخلی و چه خارجی اش کم شود و خیلی زود منقرض بشن

    یا علی
    خدانگهدارشما

  14. مهدی می‌گوید:

    سلام علی آقا
    من یکی از خوانندگان وبلاگ شما هستم.
    یک وبلاگ زدم ، حقیر و بسیار ناچیز.
    منت میذاری اگه نظرتو بگی.

  15. آناهید می‌گوید:

    سلام مجدد
    جناب میرزایی شما که در سرودن شعر کم از مرحوم احترامی ندارید!!!!
    خیلی زیبا بود ؛ دست مریزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>