شعر سبز داداشی

اینجا وبلاگ ۲۲خرداد۱۳۸۸ است. صدای وبلاگنویس شهرمارا می شنوید.

تصویر بالا، تعدادی از داداشی های سبزی نشان مرا نمایش می دهد که ظاهراً علاقه دارند طبیعت خود را تغییر بدهند!

هشدار:

هر که مطالب این وبلاگ را نقل کرده و یا به آن لینک دهد؛ محض تنبیه او و عبرت  دیگران، نام و لینک وبلاگ و یا سایتش در ذیل همین مطلب اضافه خواهد شد!

این شعر(یا بهتر است بگویم ترانه) در مهرماه سال۸۸ و بعد از افتضاح حضرات سبزی نشان در روز جهانی قدس سروده شده است. فلذا بر خوانندگانی که متعلق به جناح چپ کرده ی سبز هستند در صورت احساس نیار به بد و بیراه گفتن به بنده و یا عیب و ایراد فنی گرفتن، ابتدا سری به انواع اشعار سپید بزنند و بهد مدعی شعرشناسی شوند.

تقدیم به همه آنها که حرف منطقی توی گوششان می رود

سرتو یه کم بالا کن داداشی

یه نگاهی هم به ما کن، داداشی

***

میدونم “صدای آمریکا” میگه

که به ما بی اعتنا شی، داداشی

***

رادیو فردا و پس فردا !!! ولی

نمیخوان خیر ماها رو، داداشی

***

بگو چی شد، چرا اخمالو شدی؟

دشمنی کردی با قانون، داداشی

***

ما پائین شهری و بی مال و منال

شما اون بالا نشستی، داداشی

***

خوش به حالت اگه ماهواره داری

ما کانال شیش هم نداریم، داداشی!

***

داری بی بی سی الان گوش میکنی؟

که صدای صافی داره؟ داداشی؟

***

خوش به حالت که صدای اجنوی

میاد از توی اتاقت، داداشی!!!

***

سر دیشت(۱) رو بچرخون یه کمی

از رو اون بُرجای(۲) تجریش، داداشی

***

واسه ی شنیدن حرف دلم

رسیور(۳) نیاز نداری، داداشی

***

ماشینای آنچنانی دارین و

ما ژیان، حتی نداریم، داداشی

***

***

شنیدم گوگوش میاد به جشنتون

چه سعادتائی دارین، داداشی!!!

***

***

میبینم دارن هوای کارتو

آقازاده های تجریش، داداشی

***

عکس بالا همینجوری محض الکی گذاشته شده است و شبیه هیچ کس هم نیست!

***

نه بخیلیم که حسودی بکنیم

نه باهات دشمنی داریم، داداشی

***

گفتی از همت و از باکری ها

با کف و سوت و هیاهو، داداشی

***

یعنی هیچکدومه این بسیجیا

یادگار جبهه نیستن، داداشی؟

***

***

تا الان چند دفه با پای خودت

تا بهشت زهرا رفتی، داداشی؟

***

قبرایه(۴) پاک شهیدا رو دیدی؟

براشون جواب چی داشتی، داداشی؟

***

غیره کوبیدنه همرزم شهید

تو چه افتخاری داشتی، داداشی؟

***

میدونی چارتا اسیر اونجا داریم؟

توی چنگ صهیونیستا، داداشی؟

***

چهار دیپلمات ایرانی به اسامی آقایان سید محسن موسوی کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان، احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت، تقی رستگار مقدم کارمند سفارت و کاظم اخوان خبرنگار دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در بیروت توسط «نیروهای فالانژ» در شمال بیروت در سال ۱۳۶۱ ربوده شده‌اند و بنابر اخبار موثق، به رژیم اشغالگر قدس تحویل داده شده اند.

***

چارتا شیر، چارتا دلاور، مثه کوه

همون همرزمای همت، داداشی

***

میدونی سخته اسارت کشیدن؟

توی دست صهیونیستا، داداشی؟

***

دست کم بخاطر هموطنات

با ما هم صدا میگشتی داداشی

***

خوب علیه غزه میدادی شعار

خوش به حال صهیونیستا داداشی!

***

خوش به حالمون، که اَمثال شما

توی این مملکت هستن، داداشی

***

وقتی بانک و مسجد آتیش میزدن

تو کجای قصه بودی داداشی؟

***

فکر نکن مثل تو بودن همشون

که فقط شعار میدادی داداشی

***

وقتی با آتیش و با چوب و چماق

با تفنگ اومده بودن داداشی

***

سپر بلای اونها شدی تو

راس راسی خبر نداری داداشی؟

***

من هزارتا حرف ناگفته دارم

محرمش فقط تو هستی داداشی

***

آمریکا و صهیونیستا یه جوری

تو رو بازی دادن الان، داداشی

***

تا بیای به نفعشون شعار بدی

با خودت لج کنی انگار، داداشی

***

به کارات فکر اگه کردی جون من

یقه ی ما رو رها کن، داداشی

سرده ای از علی میرزائی مهرماه۱۳۸۸

وبلاگنویس شهرما

دیگر اشعار سبز:

پاورقی:

(۱) دیشت: دیش تو. در کلام باکلاسان! همان بشقاب آنتن ماهواره است.

(۲) برجای: برج های

(۳) رسیور: همان دستگاه دریافت کنده امواح ماهواره ای، که میگویند شبیه ویدئوهای قدیمی است!

(۴) قبرایه: کلمه ی” قبرهای” بنا به ضرورت شعری تبدیل شده است به “قبرایه”

این نوشته در شعر ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 Responses to شعر سبز داداشی

  1. محمود می‌گوید:

    خدا ایشاالله همه مسلمین مخصوصا این داداشیهای بسِیجی رو شفا بده تا ببینن که آقاشون معاویه زمانه است .
    یا علی

    • علی میرزائی می‌گوید:

      دلیل منطقی برای اثبات حرف شما همان سوت و کفی است که روز عاشورا می زدید و این نشان می داد که علی کیست و معاویه کداماست. به هر حال همین که رجوی آن آدمکش پست برایتان اعلامیه می دهد و حمایتتانمی کند بدان معناست که تو خالی نمی بندی!!
      همین که شما حامی صهیونیست ها هستید و شعار نه غزه نه لبنان سر می دهید نشان دهنده علی واری کل وجودتان است!
      خوش باش تو توهمت.

  2. نیلوفر می‌گوید:

    سلام وعرض ارادت خیلی مطالب جالبی جمع آوری کردین موفق باشین

  3. irANI می‌گوید:

    ba arze mazerat besyar mozakhraf bood

  4. ناشناس می‌گوید:

    خیلی خوبه کاش در برابر خدا هم بتونی شعر بگی تا از گناهت بگذره داداشی ی ی ی ی ی ی !

    • 22k1388 می‌گوید:

      همین که شعر من امثال تو را یاد خدا انداخت خودش بهترین دلیل برای گذشتن از گناهانم است و نیازی به شعر خواندن و گفتن نیست. د رهر صورت شما هم بهتر است برای موارد مطرح شده در شعر به قاعده دوزار(نه بیشتر) جواب عنایت بکنی به جای اینکه وقتی حرفات دروغ از آب در میاد خدا خدا کنی. نمیدونم خدا در جواب امثال تو که مسجد را آتش زدید و روز عاشورا رقصیدید چه میگوید.

  5. سلام به علی آقا و عرض تسلیت

    بی شک اکنون نیز کسانی که نسبت به رفتارهای بنیاد بر افکن ضد دین
    که به اساس نظام ضربه می زند،سکوت می کنند،
    مورد نفرین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند.

    کن دعا عاقبت به خیر شویم
    نکنــد طلحـه و زبیــر شویــم

    یامهدی

  6. فدایی رهبر می‌گوید:

    سلام بر رهروان ولایت
    داستان رهبر

    از امروز میخام شما رو با شمه ای از زندگی علی زمان حضرت آیت الله الامام خامنه ای نائب بر حق امام زمان و ولی امر مسلمین جهان در قالب داستان آشنا کنم.

    این داستان در پستهای متوالی و در روزهای آینده نوشته خواهد شد. پس دنبال کنید

    قسمت اول:
    خانه ای کوچک در محله ای فقیر نشین
    منتظر حضورتان هستم

  7. علمدار غریب می‌گوید:

    مثل همیشه عالی فردا می گذارم روی وبلاگم
    یا علی
    حق نگهدارت

  8. مسعود می‌گوید:

    همینه دیگه
    کم میاری آرشیو میزنی.
    دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش

  9. رفاقت با شهدا می‌گوید:

    سلام اخوی یه سری هم به کلبه این حقیر بزن واز نظرات خود ما رو بهره مند کنید
    یاعلی
    الّلهُمَّ ارزُقنی شَهادَتَ فِی سَبیلِک

  10. K.A.H می‌گوید:

    سلام خسته نباشید
    یادش بخیر اولین شعری بود که من از اشعار شما خوندم تو یه وبلاگ دیگه بود از اونجا وبلاگتونو پیدا کردم

  11. مبارزفوتو می‌گوید:

    سلام
    وبلاگ بسیار خوب و پر محتوایی دارید
    با اجازتون بنده شما رو لینک کردم اگر حضرت عالی صلاح می دانید مراسم لینککنون را بجای آورید

  12. یاسین می‌گوید:

    سلام
    شعرتون قشنگ بود اما یه جاهاییش سکته داشت
    خصوصا اوایلش
    اما دمت گرم علی آقای میرزایی

  13. 135 می‌گوید:

    راستی اقای میرزائی اون تصویر کودک بادکنک به دست سبزی رو یادتونه .قبلا برای این پست گذاشته بودینش
    فکر کنم هنوز باشه
    نمی خواینش ؟؟

    یا علی مدد خدانگهدار

  14. 135 می‌گوید:

    سلام اقای میرزائی .شعرتون رو قبول داریم اما اون سه تا تصویر آبجی خانم ها چی بود گذاشتین توی صفحه اول !!!

  15. ن می‌گوید:

    سلام نجز سن جناب میرزائی ؟ نمیچه بیزدن خبربیلمرنگ اقلان . یرگمس پس تتلبدو ! @

  16. حاج آقا مسئلةٌ می‌گوید:

    سلام بی معرفت!
    کجایی؟ نیستی داداشی؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>